سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
62
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
مؤلف گويد : « ابن حجر » در [ صواعق ص 77 ] اين حديث را نقل كرده و گفته است : « عبد الرزاق » اين حديث را آورده است . همچنين « ابن حجر » مىنويسد : اين پيشآمد از كرامات على عليه السّلام و پيشبينيهاى غيبى اوست ! [ طبقات ابن سعد 5 / 30 ] در شرح حال « مروان » مىنويسد : در يكى از روزها ، حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام توجهى به « مروان » كرده فرمود : اين شخص پس از آنكه موهاى شقيقهاش سپيد شد ، پرچم ضلالت را به دوش مىكشد و همسرى دارد كه مانند سگ زبانش را به بينىاش مىمالد . [ الاصابة ابن حجر 5 / قسم 3 / 325 ] از « جرير » از « مغيرة » نقل مىكند كه « حجّاج » در صدد دستگيرى « كميل بن زياد » برآمد . « كميل » از دست او گريخت . « حجّاج » دستور داد ، حقوقى كه از بيت المال به قوم او پرداخت مىشد ، قطع كنند . « كميل » كه از عمل ناجوانمردانه او اطلاع يافت ، گفت : من پيرمرد كهن سالى هستم . عمرم به پايان رسيده است ؛ سزاوار نيست بر اثر فرار من ، حقوق بيت المال خويشاوندانم قطع شود . براى همين خود را به « حجاج » معرفى كرد . « حجاج » كه او را ديد ، گفت : بسيار دوست مىداشتم كه به خوبى و بدون هيچگونه رنجى به تو دست يابم . « كميل » گفت : از عمر من چيزى باقى نمانده است ، هر گونه حكمى كه مىخواهى در حق من صادر كن ! همانا وعدهگاه ما پيش خداست ؛ چرا كه حضرت على عليه السّلام مرا مطلع ساخته بود كه قاتل من ، تو هستى ! « حجاج » گفت : آرى ، چنين است و تو را به آن جهت مىكشم كه در قتل « عمر » مداخله داشتهاى ( ؟ ! ) آنگاه دستور داد گردن او را زدند . [ تهذيب التهذيب ابن حجر 7 / 358 ] در شرح حال « على بن عبد الله بن عباس » مىنويسد : « مبرّد » و ديگران گفتهاند ، هنگامى كه « على بن عبد الله » متولد شد ، پدرش او را بحضور حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام آورد . حضرت على عليه السّلام فرمود : او را به چه نامى ناميدهاى ؟ عرض كرد : مگر امكان دارد كه بدون